۲۸ خرداد ۱۳۹۵

مصاحبه اختصاصی

معتقد هستم خبرگان رهبری هم مطالبات خودشان را در حوزه پیشرفت استان یعنی آنچه که برگشت می کند بر روی آن حوزه پیگیری کنند

مصاحبه اختصاصی آیت الله رمضانی با پایگاه خبری تحلیلی یاران میرزا

 

 


 

 


آیت الله دکتر رمضانی نماینده مردم شریف گیلان در مجلس خبرگان رهبری و رئیس مرکز اسلامی هامبورگ با فرا رسیدن موسم برگزاری نشست دوره ای خبرگان، به کشور و استان باز می گردند. حضور ایشان در استان گیلان فرصت خوبی را فراهم نمود که با ایشان هم کلام شده و پیرامون مسائل جاری استان و کشور گفتگویی با ایشان داشته باشیم. عناوین اصلی گفتگو به شرح زیر است:

 

*شورای فرهنگ عمومی در شهرستان و مرکز استان باید به صورت جدی فعال شود

*همه آنهایی که قدرت تصمیم گیری؛ دارند باید مسئولانه و با برنامه  در این جلسات حضور پیدا کنند

*اگر دین را درست تعریف و تفسیر کنیم در میان نسل جوان دین گریزی و دین ستیزی نیست

*باید تفسیر صحیحی از زندگی ارائه بدهیم

*در بحث سیاسی ما نیازمندیم که فرهنگ سازی صورت بگیرد؛ یعنی ما فرهنگ انتقاد، نقد عالمانه ودلسوزانه را جا بیندازیم

*درسطح جامعه بحث آزاد اندیشی را به صورت جدی دنبال کنیم

*برای مدیریت های استان از نیروهای بومی استفاده کنیم

*در توزیع اعتبارات در شهرستانها با عدالت صورت پذیرد

*نمایندگان محترم استان در موقع طرح مطالبات خودشان از دولت با هم هماهنگی داشته باشند،جلسات مستمر با مسئولین دررده اول کشور داشته باشند

*گفتمان نظام بی شک گفتمان مقاومت نسبت به هر نفوذی است

*اگر همه ما در واقع ملتزم باشیم به پیاده شدن آنچه که مقام معظم رهبری فرمودند، کشور در مسیرپیشرفت خواهد بود

*این فکر که یک فردی ارزشی و حزب اللهی است و از حوزه دانشگاهی کنار گذاشته شود، مورد تایید نیست

 

مشروح گفت‌و‌گوی اختصاصی یاران میرزا با آیت الله دکتر رمضانی در ادامه می‌آید:

یاران میرزا – خیلی ممنون و متشکر که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید ، شما الگوی مناسب برای پیشرفت استان گیلان را چه می دانید؟چه نقاط ضعفی در مسیر بهبود شاخص های ارتقای اقتصادی و عمرانی استان مشاهده می فرمایید که اگر روی آنها کار شود استان می تواند ظرفیت های خودش را شکوفا کند و به آن توانایی ها و به آن جایگاهی که حقش است و باید به آن برسد دسترسی پیدا کند؟

بسم الله الرحمن الرحیم من هم تشکر می‌کنم انشا الله که موفق باشید.در بحث پیشرفت برای استان گیلان تصور میکنم که هم در حوزه سخت افزاری و هم نرم افزاری جای کار و ظرفیت و استعداد در گیلان وجود دارد و البته برای اینکه ما در این بخش سخت افزاری هم بتوانیم تلاش جدی داشته باشیم به بعضی از امورباید به صورت جدی بپردازیم؛ مثل بحث اقتصاد مقاومتی که حضرت آقا مطرح کردند و ظرفیت هایی که هم در صنعت گردشگری استان وجود دارد که البته ما اگر در بخش گردشگری و جذب توریست  به صورت جدی برنامه ریزی کنیم ، فکر میکنم که استان گیلان می تواند یکی از مهم ترین استان های گردشگری کشور باشد و ظرفیت های موجود که قابل استفاده است و در بعضی از شهرها و فضاهایی که در حقیقت باید زمینه هایی را در این عرصه تلاش کنند و بوجود بیاورند به نظر من  می توانند خیلی خیلی کار انجام بدهند. بحث دیگر بحث توسعه کشاورزی است، امام(ره) هم در زمینه توسعه کشاورزی تاکید می کردند. ما باید جدیدترین امکانات را برای تقویت کشاورزی در استان فعال کنیم، وقتی که آنها فعال شود دیگر هیچ وقت در ذهن کسی که در روستا زندگی می کند خطور نمی کند که بیاید به شهر و ما مهاجرت از روستا به شهر را نخواهیم داشت. اینکه امروزه به صورت جدی به عنوان یک آسیب هم مطرح شده است که دنبال  این نوع هجرت ها هستند به این جهت است که آن فضای بهره گیری از به اصطلاح روستا برای مجموع ظرفیت ها وجود ندارد در حالیکه در بعضی از کشور های غربی می بینیم عکس آن صورت می گیرد. یعنی هجرت از شهر به روستا است چون آرامش روستا را بیشتر ترجیح می دهند، شهر شلوغ شده و حالا در بعضی از جاها آلودگی صوتی ، آلودگی هوا وجود دارد و حتی در بعضی از جاها هم آلودگی صوتی و آلودگی هوا نیست ترجیح می دهند که از شهر به روستا بروند. چرا بعضی جاها ما شاهد مهاجرت از شهر به روستا هستیم ؟و چرا در بعضی جاها هجرت از روستا به شهر؟ قطعا بخشی از اینها مربوط می شود به آن زمینه های بهره وری در آن ظرفیت هایی که در استان ها وجود دارد که به درستی باید مورد استفاده قرار بگیرند و در بخش کشاورزی استان گیلان و مازندران این ظرفیت را دارند که می‌شود در آن زمینه کار کرد.

 

نکته بعدی استفاده از نیروی انسانی است. استان ما ظرفیت نیروی انسانی را دارد، متخصصانی که در عرصه های مختلف  داریم و استفاده از نیروهای انسانی در ظرفیت های بومی هم خیلی می تواند نقش ایفا کند. جهتش این است که این ها به فضای داخل استان از لحاظ ساختاری و فرهنگی و سیاسی و نوع ارتباطات آشنا هستند و خیلی می توانند تلاش کنند تا در این بخش های سخت افزاری؛ استان را به آن جایگاه مطلوب خودش برسانیم. برای اینکه در حقیقت در بخش عمران ما باید درآمدهایی تعریف کنیم، از این طریق هم اگر به درستی انجام بپذیرد این درآمدها می تواند بدست آید.

اما دربخش نرم افزاری تصور می کنم که ماباید دنبال راهبرد باشیم و بر اساس آن راهبردهایی که در حوزه نرم افزاری است باید راهکارهایی را تعریف کنیم. در این بخش هم یک مطالعه جدی باید صورت بگیرد که ما چه مقدار کارها را پیش بردیم و دوم اینکه چه مقدار کارها را بهش نرسیدیم و نکته سوم این که چه مراحلی را باید طی کنیم و چگونه می شود این مراحل را طی کرد.

در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازی از آن بحث های خیلی جدی است، چون بخش فرهنگ سازی در همه بخش ها معنا پیدا می کند حتی در توسعه انسانی ، توسعه اقتصادی ، اگر کار آموزشی برای فرهنگ سازی صورت نگیرد  ما در بحث توسعه اقتصادی ،توسعه سیاسی خیلی موفق نخواهیم بود.یعنی در فرهنگ نوع ارتباطات باید مشخص شود، حریم ها حفظ شود.در عین اینکه جامعه باید یک جامعه نقد پذیر باشد ولی حریم ها باید حفظ شود، حد و مرز به اصطلاح این حریم و توهین ها و اهانت و… مورد توجه قرار بگیرد.در بخش فرهنگ سازی متصورم که آن بحث های اخلاقی که در دین مورد تاکید قرار می‌گیرند باید به طور جدی مورد توجه قرار بگیرد و لذا در بخش توسعه فرهنگی ما به یک مهندسی فرهنگی نیازمندهستیم. این مهندسی فرهنگی خیلی جدی پیگیری نمی شود. ببینید خب شورای فرهنگ عمومی که چه در شهرستان چه در مرکز و چه در شهر های دیگر استان است این باید به صورت جدی فعال شود برای اینکه ما در همه بخش ها محتاج به فرهنگ سازی هستیم ولازمه این کار این است که آنهایی که مسئول هستند، در جلسات حضور پیدا کنند. حضور نمایندگان سوم و چهارم دستگاههای عضو شورای فرهنگ عمومی و …خیلی جوابگو نیست. همه آنهایی که قدرت تصمیم گیری؛ هم آنهایی که در بخش راهبردی می توانند تلاش کنند، باید مسئولانه و با برنامه  در جلسات حضور پیدا کنند، و در بخش نرم افزاری باید یک دانش افزایی صورت بگیرد، تا در فرهنگ سازی بتوانیم انشا الله به اهداف خودمان برسیم.در هر دو بخش یعنی هم در بخش سخت افزاری و هم در بخش نرم افزاری باید تلاش جدی داشته باشیم و نکته نهایی اینکه در این بخش باید یک اراده جدی و به اصطلاح خردورزی جدی و همت همه جانبه داشته باشیم.

یاران میرزا – ما در استان خودمان معضلات و آسیب‌های اجتماعی زیادی داریم؛ مثلا میزان پرونده های قضایی بسیار بالاست، معضلات اجتماعی بسیار دست و پا گیر است و به نوعی مردم را با خودش درگیر کرده و وقتی فرهنگ و این معضلات اجتماعی نتوانند با همدیگر کنار بیایند، نمیشود این حرکت را پیش برد.شما چه راهکاری دارید برای حل این معضلات اجتماعی چکار باید کنند؟ در بعضی آمارها که ارائه می‌شوند می بینیم استان گیلان یک استانی است که مثلا در زمینه دین‌ناباوری رتبه های بالای کشوری را دارد، خب اینها چیزهایی است که باید با آنها کلنجار رفت و تا وقتی که اصلاح نشوند، همانطور که شما فرمودید نمی شود کار های دیگر را انجام داد…

این برگشت می کند به شناخت ما نسبت به آسیب های اجتماعی در سطح کشور و یک بخشی هم به خود استان بر می گردد و البته می دانید که به هرحال بخشی از این آسیب های اجتماعی مشترک است مثل بحث طلاق و یا بحث اعتیاد و امثال اینها. البته ما اگر بخواهیم دراین زمینه  کار علمی فنی انجام بدهیم باید در واقع یک شمارشی داشته باشیم نسبت به آسیب های اجتماعی و بعدش هم عوامل این آسیب‌ها باید بررسی شوندکه چرا این آسیب به این شکل به وجود آمده است. بعد برای مقابله با هریک از اینها هم باید راهکارهای خاص خودش را دنبال کرد. خب مثال های خیلی زیادی در این زمینه ها وجود دارد؛ مثلافرض بفرمایید یک سری عواملی ممکن است بوجود آمده باشد که تشدید کند این آسیب ها را از جمله مثلا بیکاری، اما به هر حال اگر می خواهیم واقعابرای زدودن این آسیب ها تلاش کنیم باید کارهایی کلان در سطح کشور انجام بپذیرد و تصمیم های کلان می توانند نقش ایفا کنند. قانون های محکم و قوی می توانند.  در بخش اجرا به صورت جدی لازمه اش این است که قوه قضاییه به تخلفات در همه این بخش ها به صورت جدی ورود داشته باشد.این قضایایی است که همه باید تلاش کنند و به یک گروه خاص هم مختص نخواهد بود.

شما الان بحث طلاق را می بینید که آمارش چقدر است،حالا نمی خواهم به آمار ها اشاره‌ای کنم چون جای تاسف است. خب علت طلاق در جامعه ماچیست؟چه علت هایی باعث شده است که طلاق صورت بگیرد؟ گاهی برخی از مسائل مادی است، بخشی فکری است، بخشی از آن بخاطر دین است که هم‌کفو نیستند. یک بخش هم این است که اصلا ازدواج خوب تعریف و تفسیر نشده وخوب فرهنگ سازی نشده است. در فرهنگ دینی ما طلاق به عنوان آخرین گزینه است ولی الان امروزه در برخی از مشکلات معمولی جزو اولین گزینه ها محسوب می شود. اما در فرهنگ دینی ما گزینه طلاق به عنوان اولین گزینه نیست، در قرآن هم اگر شما مراجعه کنید می بینید که می فرماید شما باید بروید دنبال حکم اگر اختلافی پیش آمد. اول اینکه بین خودتان حل کنید، ثانیا اگرنتوانستید بین خودتان حل کنید و خودتان حَکم برای خودتان قرار می دهید، بروید حکمی که مورد قبولتان است انتخاب کنید. باید بنشینید با همدیگر و با مشاوره و صحبت هایی که در اصل علل این مشکلات و اختلافات بوده است می توانیم بیشتر روی اینها کار کنیم و از بین ببریم.

ما یکی از مشکلاتی را که الان متاسفانه داریم تشریفاتی است که در حوزه ازدواج به وجود آمده است.یعنی بعضی ها که می خواهند ازدواج کنند می گویند ما همه چیز را باید اول زندگی داشته باشیم، این همه چیز در ابتدای زندگی هم در فرهنگ ایرانی خیلی تعریف نشده است.در مسائل مادی خب کم کم به دست می‌آوریم. مهم ترین نکته تفاهم فکری و اخلاقی است، اینکه باید هم‌کفو همدیگر باشند. این کفوبودن را به مال که تعریف نمی کنند؛ شما کفوبودن در حوزه های ایمانی و فکری، مشترکاتی که در این ابعاد ممکن است وجود داشته باشندهست. خب در این حوزه  به همین جهت سن ازدواج بالا رفته است .سن ازدواج وقتی که بالا رود، فساد های دیگر به وجود می آید به خصوص فساد اخلاقی.بعد شما می روید دنبال یک سری آمارها در یک سری حوزه ها که این هم خودش جای تاسف است و لذا اگر احیانا سن ازدواج بالا رود و بعدش هم فرهنگ عدم طلاق جا نیفتد، آن وقت خود همین یکی از معضلات بسیار بسیار جدی در جامعه ما خواهد بود.

یکی از مواردی که اشاره می کنید مثلا ناباوری نسبت به دین که حالا من این آمار را به این شکلی که مطرح می شود خیلی نمی پسندم و قبول ندارم.ببینید ما اگر دین را درست تعریف و تفسیر کنیم در میان نسل جوان دین گریزی و دین ستیزی نیست. این تعریف ، تعریف درستی نیست که جوان‌ها جوانان دین ستیزی هستند. یک وقت ممکن است رفتارهای من به گونه ای باشد که جوان را از دین بگریزاند ولی اگر دین به درستی تفسیر شود که کرامت آن جوان را حفظ کند، شرایط زندگی را برای آن جوان تفسیر کند و در هیچ جا هم به فکر تحقیر او نیست، بلکه به فکر تکریمش است، اگر دین کاملا مورد توجه قرار بگیرد اصلا نه دین ستیزی داریم نه دین گریزی، بلکه دین محوری جزو فطرت بشر است و چیزی که جزو فطرت است گریز و ستیز ندارد. ماها نتوانستیم تفسیر دقیقی از دین ارائه بدهیم. یک بخشی از این مسئولیت ها متوجه ما مبلغان است، مبلغان در این زمینه باید مضاعف فعالیت کنند؛ یعنی باید ببینند نیازهای امروز جوان در عرصه شناخت هویت انسانی چیست؟ و همین اگر درست تعریف نشود یک وقتی ممکن است خطر بی هویتی جامعه جوان را تهدید کند و نسل جوان ما احساس بی هویتی کنند. یک نوع خودباختگی در آنها ایجاد می شود. اگر این خود باختگی در آنها به وجود بیاید، می روند در یک وادی‌های دیگری زندگی می کنند.یک نکته دیگر هم که عرض کردم در این زمینه باید به صورت جدی کار کرد این است که ما باید تفسیر صحیحی از زندگی ارائه بدهیم،یعنی واقعا بحث هایی است که باید با خود جوان ها مطرح شود. با بعضی ها از جوان‌ها که صحبت می کنیم می بینیم که این ها یک تفسیر درست از زندگی ندارند؛ نه زندگی مادی اش و نه معنوی اش. یا معمولا افراطی هستند و یا تفریطی. در بحث هایی مثل سعادت و خوشبختی به نوعی یک انحراف در معنا و مفهوم را دنبال می کنند . سوال شما یک سوال کلی است ولی من معتقدم ماها در این بحث های رسانه ای اگر بخواهیم به صورت جدی تلاش شود باید به صورت تخصصی و موضوعی کار کنیم. یعنی ما نیاییم فرض بفرمایید ۲۰ تا سوال کلی را مطرح کنیم یک پاسخ کلی بشنویم. با این ها به  شدت مخالف هستم. گاهی هم البته تن می دهیم به این پاسخ ها، ولی اگر بخواهیم دقیق فرهنگ سازی کنیم ما باید در هر دوره از افراد بر اساس تخصص هایی که دارند استفاده کنیم، مثلا در رابطه با ازدواج، طلاق، همین دین ناباوری، اعتیاد، بی هویتی نسل جوان و یا مسائلی که جوانان با آن روبرو هستند مثل قرص های روان گردان و امثال اینها، در هر یک از بحث ها دیگری از جمله ارزش های بشری، انسانی ، منکرات ، معروفات در مورد تک تک اینها باید بحث شود. چند جلسه هم اختصاص بدهند در خصوص ازدواج، ضرورت های ازدواج، مشاوره هایی که در این زمینه باید شود، آموزش های لازمی که قبل از ازدواج باید صورت بگیرد، یک بخشی از اختلافات بخاطر این است که آموزش های قبل از ازدواج بدرستی منطبق با فرهنگ دینی صورت نمیگیرد.در واقع آنهایی که الان برای امر ازدواج و طلاق دفتر دارند باید برای اینها برنامه ریزی شود که اینها وقتی می خواهند بیایند در اصطلاح دو جوان را با همدیگر پیوند زناشویی برقرار دهند باید دوره های آموزشی را برای اینها بگذرانند، باید کتاب هایی بدهند تا اینها بخوانند. یعنی یک مراحلی باید در این زمینه ها طی شود.

 

یاران میرزا – اشاره داشتید به بحث مهندسی فرهنگی، برای اینکه بتوانیم مهندسی فرهنگی را داشته باشیم  به نظر شما باید از چه راه هایی وارد شویم؟

در این بخش به نظر من به سه نکته اساسی باید توجه شود.ظرفیت های حوزه فرهنگی، اولویت های حوزه فرهنگی و آسیب های حوزه فرهنگی.ما بالاخره در حوزه فرهنگ‌سازی دینی به یک سری ضرورت هاو اولویت ها باید توجه داشته باشیم به عنوان مثال ما بعضی از مشکلات را می بینیم در جامعه به لحاظ فرهنگی وجود دارد خب اینها  باید دقیق شناسایی شود و مورد توجه قرار گیرد و راهکار هایی هم برایش ذکر شود.اصلا کلا در حوزه فرهنگ ما باید یک تعریف دقیقی از فرهنگ ارائه بدهیم، چون این فرهنگ و فرهنگ دینی در همه بخش ها قابل تعریف است. چون الان فرض بفرمایید که در بخش شهرسازی و تراکم ساختمان های خب شما الان باید فرهنگ زندگی در آپارتمان ها را اول در جامعه جا بندازید، اصلا فرهنگ شهرنشینی، در حوزه فرهنگ شهر نشینی چقدر باید تلاش آموزشی صورت بگیرد. قبل از تلاش آموزشی باید پژوهش هایی که در این عرصه وجود دارد مورد توجه قرار بگیرد.

مثلا در بحث سیاسی ما نیازمند هستیم که در این حوزه فرهنگ سازی صورت بگیرد؛ یعنی ما فرهنگ نقد ، انتقاد، نقد عالمانه ،دلسوزانه را باید جا بیندازیم. اما در کنارش باید این فرهنگ تعلیم داده شود که با توجه به آموزه های اسلامی که شخصیت افراد هیچ موقع نباید مورد اهانت قرار بگیرد، این اهانت کردن با نقد و انتقاد کاملا باید از همدیگر تفکیک شود.خب در جامعه سیاسی به اصطلاح سلایق متفاوتی موجود می باشد، آرا مختلفی می باشد، خب اینها همدیگر را نقد بکنند.خیلی این نقد می تواند منصفانه باشد ولی به دور از هر نوع توهین، لازمه اش این است.نکته ی دیگری که هست این است که ما در بخش های فرهنگ سازی عرض کردم برای اینکه به ضرورت ها بپردازیم، ما باید یک اهدافی را در حوزه فرهنگ سازی تعیین کنیم. یک هدف کلی، اهداف میانی و راهکارهای مناسب برای رسیدن به این اهداف هم تعیین شوند. از باب مثال عرض می کنم الان یک سری مشکلاتی در این زمینه ها وجود دارد، که  باید برنامه ریزی خیلی جدی شود. مثل عدم تعیین فرهنگ سیاست دینی، فرهنگ سیاسی دینی هنوز کاملا برای ما جا نیفتاده است؛ لذا می بینیم یک افراط و تفریط هایی در جامعه وجود دارد. یا عدم توجه به معنویت ، معنویت از ضرورت های یک جامعه اسلامی است و بلکه امروزه جامعه بشری است.خب حالا برای اینکه این معنویت درست جا بیفتد ما باید تعریف دقیقی از هیئت های مذهبی ، مراسم مذهبی ، باورها داشته باشیم که چگونه می توانیم این معنویت و و حس معنوی افراد را حفظ کنیم و این را سامان دهیم و جهت بدهیم. خب این یکی از آن نکته هاست.یا مثلا عدم تعریف دقیق در رابطه با انسان از نظر اسلام، باز هم باید یک بازنگری در مورد انسان داشته باشیم و این لازمه اش این است که آنهایی که متولی بحث های علوم انسانی هستند این حوزه را تلاش کنند و به کار بیندازند.  ما نیازمند هستیم در چالش های مختلفی که در جامعه وجود دارد چه در سطح دانشگاهی چه در سطح آموزش و پرورش چه درسطح جامعه بحث آزاد اندیشی را به صورت جدی دنبال کنیم. بیاییم برای آنها برنامه ریزی کنیم و در این موضوعات افراد حرف هایشان را بزنند، سوالاتشان را بپرسند، و ما باید به نسل جوان اجازه سوال بدهیم. اصلا فضای مجازی امروز جامعه بشری به گونه ای است که به اصطلاح در هر زمینه ای ورود می کنند، در هر زمینه ای ایجاد شبهه و اشکال می کنند، اگر این سوالات پاسخ داده نشود اینها انباشت می شود و یک عقده می شود و یک گره می شود، بعد ها به یک گره ناگشودنی می رسد که این ها قابل باز شدن نیست. این خیلی مهم است که به چنین فضایی برسیم.امروز منبر ها هم در حقیقت به همین سمت می رود، برای اینکه ما به منبرهای سنتی که بحثی مطرح می شود باید بها بدهیم، این ها در جای خودش اهمیت دارد.ما باید وقتی منبر تمام شد پای منبر بنشینیم و سوالات نسل جوان را بشنویم و با اینها همراه باشیم. با حس اعتمادی که آنها نسبت به ما داشته باشند که پاسخ سوالاتشان را دریافت می‌کنند.

لذا در حوزه مهندسی فرهنگی ما باید اولا ببینیم که در فرهنگ دینی الان در چه مقطعی هستیم و در چه مقطعی باید باشیم و چه مقدار راه را طی کردیم. در این حوزه شما باید به راهبردهای حوزه فرهنگ سازی توجه داشته باشید،هر جا هم راهبرد تعریف شده است  راه کار های متناسب  با آن راهبرد را شما باید دنبال کنید تا به آن اهداف میانی برسید و پس از رسیدن به آن اهداف میانی به آن هدف کلی برسید.غرض این است که  در فرهنگ جامعه اسلامی، همه ما دغدغه دینی شدن را داشته باشیم.دین داری و دیانت برای ما یک امر بسیار مهمی باید باشد، چون جامعه ایمانی یک جامعه برخاسته از آموزه های اصیل اسلامی است. خب اگراین بخواهد حفظ شود، باید در رابطه با آن یک اهداف میانی تعریف کرده و علم و دانش و معنویت باید تقویت شود.

امروز در جامعه ما چون حاکمیت ما حاکمیت اسلامی است،حالا نمی خواهم بگویم در همه بخش ها اسلام پیاده شده است، نه، مقام معظم رهبری در این زمینه  اشاره داشته‌اند، خیلی در این زمینه فاصله داریم؛ ولی اینجا باید در آن باید حوزه فرهنگ سیاست دینی خوب تعریف شود.سیاست‌مدارانی که می آیند در این عرصه ها آن ها چطور باید به وظیفه شان عمل کنند، مردم چطور باید عمل بکنند، رابطه میان مردم و مسئولین چطور باید باشد ؟رابطه متقابلی که در این زمینه وجود دارد، حقوق متقابلی که در این زمینه تعریف شده است، اینها باید دقیق تعریف شوند.

یاران میرزا – شما اخیرا پیامی داشتید به نمایندگان منتخب مجلس دهم و در آن مطالبی را نسبت به این برگزیدگان اعلام داشتید. همانطور که می دانید استان ما استانی است که دارای طیف های مختلف سیاسی بوده و بیشتر هم درگیر گرفتاری های سیاسی بین خودشان هستند. معمولا هم بحث خدمت رسانی و این‌گونه مسائل از یاد می رود و فراموش می شود.شما چه توصیه ای دارید برای افراد سیاسی داخل استان و احساس می کنید که اینها چطور باید با یکدیگر هم افزایی کنند که علاوه بر حفظ نشاط سیاسی داخل استان،آن بحث توجه به حل مشکلات مردم و جامعه هم مورد توجه قرار گیرد؟

بنده با یکی دو نفر از اعضای خبرگان صحبت کردم. این یک مطالبه همگانی است. به نظرم همه اعضای خبرگان استان این را با ما هم رای هستند که نمایندگانی را که ما در استان داریم، ضمن اینکه حالا اختلافات سیاسی که ممکن است با همدیگر داشته باشند، به صورت جدی در حوزه هم افزایی باید برای تقویت زیر ساخت های استان تلاش جدی داشته باشند. به هر حال ما یک سری مسائل و مشکلات در استان داریم و این هم افزایی باید صورت بگیرد و نمایندگان در این امر مشترک که بالاخره همه نماینده استان هستند ، نماینده شهر خودشان هستند و این دغدغه را نسبت به شهر و استان دارند.هیچ تردیدی در این زمینه وجود ندارد، نماینده ای حتی بخواهد رای هم بیاورد در شعار های خودش یک سری وعده هایی را نسبت به پیگیری برخی از مسائل شهر و استان مطرح می کند.مطالبه ما این است که همه آنها همت کنند و آن مطالباتشان را در رابطه با استان به صورت جدی پیگیری کنند. یعنی این نکته خیلی مهم است. ضمن اینکه اختلافات سیاسی ممکن است داشته باشند، من حتی این دفعه برایم خیلی جالب بود که مثلا در به‌کارگیری نیروهای بومی، با اینکه برخی اختلافات سیاسی هم داشتند ولی مشترک میان همشان بوده و خب بکارگیری نیرو های بومی که شناخت خیلی خوبی هم نسبت به شهر و استان و برخی جایگاه و اینها دارند، این از آن نکته های مشترک میان نمایندگان می تواند باشد. یعنی ما نیروهایی را که می خواهیم در گیلان به کار ببریم بخش فرماندار ،معاونت فرماندار ،استاندار ، به اصطلاح آن هایی که در رده های مختلف مدیر کلی و همه این بخش ها وجود دارد، خب از نیرو های بومی استفاده کنیم. ما یک ظرفیت بسیار خوبی را در نیروهای استانی داریم، خودتان می دانید که نیروهای استانی ما الان در  خیلی از وزارتخانه های خارج و داخل کشور نیروهای زبده و فعال و تاثیر گذاری هستند.خب ما الان در خیلی جاها داریم از این نیروهای مستعد انسانی در جاهای مختلف و کلان کشور استفاده می کنیم، خب چرا در داخل استان خودمان از این نیروهای بومی که واقعا ظرفیت و استعدادشان را دارند استفاده نشود؟اینکه چه کسی باشد آن را بر حسب لیاقت ها و شایستگی ها و بر حسب آن شایسته سالاری که ما مدعی آن هستیم، هرکسی را مناسب با آن شرایط انتخاب بکنند. من خواهشی که از نمایندگان محترم دارم این است که در آن اموری که میان همه آن ها مشترک است ، خصوصا در رابطه با مسائل استان و نکته ای که تلاش باید کنند این است که در توزیع ثروت و قدرت در مرکز استان و شهرستان ها که این دفعه ما برخی از شهرستان ها را رفتیم این را به عنوان یک دغدغه و ایراد و اشکال و نقد مطرح می کردند و درخواست ما در این حوزه این است که عدالت را به صورت جدی در این مسئله پیگیری کنند. یعنی توزیع و تامین اعتبارات استانی بر پایه عدالت صورت گیرد.نکته دیگر که باز هم مطالبه‌ماست اینست که ممکنست الان یک شهری برای یک امری یک خواسته ای داشته باشد، مجموع این خواسته ها را می توانند با همدیگر در کنار هم بگذرانند واولویت‌بندی کنند و برحسب آن اولویت بندی اعتبارات استان را هم جهت بدهند.یک درخواست دیگر هم که ما داریم این است که نمایندگان محترم استان در موقع طرح مطالبات خودشان از دولت با هم هماهنگی داشته باشند، یعنی جلسات مستمر با مسئولین دررده اول کشور داشته باشند، از رییس جمهور گرفته تا وزرا و معاونین رییس جمهور، اینها وقتی به صورت جمعی مطالبات خودشان را ارائه بدهند خب بدون شک دولت وقتی می بیند یک مطالبه جدی بین همه نمایندگان است ، نسبت به آن حتما تمکین خواهد کرد.

چه اینکه الان من معتقد هستم خبرگان رهبری هم مطالبات خودشان را در حوزه پیشرفت استان یعنی آنچه که برگشت می کند بر روی آن حوزه پیگیری کنند و این دفعه هم مقام معظم رهبری این بحث را به صورت جدی مطرح کردند که بالاخره خبرگان در حوزه های مختلف چه دغدغه هایی اجرایی ،تقنینی وقضایی و حتی فرمودند که مطالباتی را که از رهبری دارند می توانند از همان مسیر قانونی خودش پیگیری کنند.ما هم در این دوره این را به صورت جدی دنبال خواهیم کرد،  یعنی بحثی را که برگشت می کند به مسائل نظام و مسائل استان، در بخش کلان مسائل استانی آنها را به صورت مطالبات جدی نمایندگان محترم انشا الله در این دوره پیگیری خواهد شد.

 

یاران میرزا – همانطور مستحضرید خب ما در حال حاضر گفتمان های بسیار زیادی را درداخل کشور داریم،  از گفتمان مقاومت گرفته تا گفتمان درهای باز و… یک گفتمان شاخص و مشخص هم داریم که گفتمان رهبری است در داخل کشور ، مثلا آقا چندی پیش می آیند مبحث نفوذ را به عنوان مثلا یک واکسن برای اجرای برجام در داخل کشور بیان می کنند. اگر بخواهیم برجام را در داخل کشور اجرا کنیم باید به مبحث برجام توجه ویژه‌ای داشته باشیم.بعد از مدتی می آیند مفهوم سیاسی نفوذ را با یک مفهوم دینی با عنوان “جهاد کبیر” بازتولید میکنند که ما نباید از دشمن تبعیت کنیم و اینکه نفوذ در همه زمینه ها وجود دارد. اما می بینیم که آن صراحتی که باید در نخبگان کشور که در مجلس خبرگان جمع شدند بعضا مشاهده نمی شود.ما هنوز موضع گیری صریحی نسبت به جهاد کبیر که آقا فرمودند همچنان مشاهده نکرده‌ایم، با اینکه دوبار در عرض یک هفته، یک بار در دانشگاه امام حسین(ع) و یک بار هم در دیدار با خبرگان، مطرح فرمودند. این را شما چطور تفسیر می کنید؟ خب در خود خبرگان چطور باید این نقش آفرینی به وجودآید که  وقتی رهبری حرفی می زند آنقدر تکرار شود تا تبدیل به فرهنگ در دل جامعه گردد؟ حالا با توجه به کارویژه هایی که برای خبرگان تعریف شده است…

سوال خیلی خوب و به جایی است.من فکر میکنم چند نکته را ما در این زمینه باید توجه داشته باشیم. نکته اول اینکه گفتمان نظام اسلامی با توجه به شاخصه هایی که مقام معظم رهبری از آیات و روایات و امام رضوان الله علیه برای ما تفسیر کردند، بدون شک گفتمان مقاومت نسبت به هر نفوذی است. یعنی این بحث هم بحث جدی ای است واین بحث را هم فکر نمی کنم کسی بیاید انکار کند. چون ما تا امروز مواجه با این نفوذ بوده‌ایم، چه در عرصه فرهنگی، چه در عرصه اجتماعی،چه در عرصه سیاسی این مواجهه بوده است و اگر ما فرهنگ مقاومت را به عنوان یک بازدارنده به صورت جدی با راهکار های مناسب دنبال نکنیم، قطعا این نفوذ ها تحقق پیدا خواهد کرد. ما باید مانع هر نوع نفوذی شویم، البته این را در سطح نظام جمهوری اسلامی مطرح می کنیم. یک وقتی این بحث نفوذ را در کل دنیای اسلام می شود مطرح کرد و کل کشورهای اسلامی که خودش یک بحث مفصلی است در بین آن ها که الان فعلا ورود نمی کنند، ولی مقام معظم رهبری در این بحث به صورت جدی حرف هایی را مطرح فرمودند. کلا در عرصه های بین المللی هم کشور های اسلامی باید دقت داشته باشند که اجازه نفوذ به بیگانگان ندهند. ما الان یک مدیریت پنهان را در عرصه استکبار داریم که در کل برای کشور های اسلامی برنامه های دقیقی را دارند و پیاده می کنند. نسبت به نظام جمهوری اسلامی هم با توجه به شکست های مکرر و مستمری که از نظام خوردند و معادلات آنها روز به روز دارد به هم میریزد، یک سد جدی است برای پیاده شدن آن برنامه هایشان در کشور های اسلامی و حتی در داخل کشور به دنبال برنامه هایی برای رسیدن به آن اهدافشان هستند.

در رابطه با برجام خب به هر حال مجموعه مذاکراتی که مطرح شد و در نهایت مقام معظم رهبری با وقوع آن پذیرفتند ولی بعد از آن در مقام اجرا و اعمال همواره باید مراقب این نوع نفوذها باشیم. ببینید این بحث، بحث جدی ای است. یعنی این طور هم نباید ما هم تلقی کنیم که ما همه را می دانیم، می فهمیم و در حقیقت یک نگاه سطحی داشته باشیم. به هر حال دشمن را باید دشمن بدانیم، آن که موافق است باید مخالف دید ما در جاهایی که می بینیم به نفع نظام است و منافع ملی است خب برای اینکه دیگران هم این عزت ما را ، دانش هسته ای ما را، علم ما ، این قدرت علمی ما رابپذیرد. برای اینکه به اینها بفهمانیم که ما دنبال در واقع کشتار جمعی و امثال اینها نیستیم که البته خب آنجا نظر مقام معظم رهبری این است که آنهایی هم که دارند باید بگذارند کنار، حرام هم است و در واقع کشور را به لحاظ اقتصادی و علمی در سطح بالا ببریم که این علم را در این حوزه پیدا کردیم. مقام معظم رهبری در صحبت های اخیرشان هم اشاره کردند که ما وقتی به ۲۰ درصد رسیدیم، تا ۹۹ هم می توانیم جلو برویم که این فونداسیون کار بوده است.در واقع در این بحث به اصطلاح مذاکرات هسته ای اگر ما به این اقتدار نمی رسیدیم آنها تن به این مذاکرات نمی دادند، آنها اصلا حساب نمی آوردند که مذاکره ای داشته باشند. یک قدرتی برای ارائه بود که آنها متوجه شدند که این را نمی شود نادیده گرفت. خب اگر نادیده بگیریم به ضرر همه تمام می شود، خودشان گفتند و لذا باید این را برایش حساب باز کنیم.من تصور می کنم که اگر احیانا همه ما نسبت به این امر جدی باشیم، همانطور که مقام معظم رهبری مطرح فرمودند و این سفارش حضرت امام را عملی کنیم که پشتیبان ولایت فقیه  باشند که اگر پشتوانه باشید آسیبی به مملکت شما نخواهد رسید، ما اگر همین گفتمان را تقویت کنیم من فکر می کنم که کشور ما از آسیب ها محفوظ و مصون خواهد بود و خبرگان رهبری هم آن مقداری از مواضعی را که ارائه شده تصورم این است که این بحث را جدی پیگیری دارند می کنند. یکی از نکته هایی که باعث تقویت رهبری می شود همین حوزه است، از همین طریق باید به تقویت رهبری بپردازیم وصیانت از جایگاه ولایت فقیه و رهبری باید انجام شود.این گفتمان را به نظر من باید تقویت کنیم.ما باید مراقب باشیم که اگر احیانا یک وقتی راهمان را باز گذاشتیم وبا کشورهای دنیا مذاکره می‌کنیم، جز کشورهایی مثل رژیم صهیونیستی و آمریکا که هم سیاست های کلی است و در قانون هم تعریف شده است، از طریق مقام معظم رهبری باید اجازه داده شود.اگر همه ما در واقع ملتزم باشیم به پیاده شدن آنچه که مقام معظم رهبری فرمودند، من فکر می کنم که کشور ما آن مسیر را خواهد رفت.

یاران میرزا شما همیشه در دل دانشگاه های گیلان بین جمعیت دانشجویان و افراد مختلف حضور داشتید و به عنوان یک چهره معنوی و سیاسی شناخته می شوید، در این چند مدت گذشته یک سری مسائلی در دانشگاه های گیلان اتفاق افتاده و برای طیف نیروهای حزب‌اللهی دانشگاه محدودیت‌های ایجاد کرده است. مثلا یک استاد خانم محجبه از دانشگاه اخراج شد، یا به افراد مسئله‌دار برای سخنرانی مجوز داده شده اما در مسیر برنامه‌های نیروهای حزب‌اللهی کارشکنی صورت گرفت و این مسائل در کنار مسائلی از جمله برچسب افراطی و تندرو زدن و فشار آوردن به این نیروها که طیف وفادار به انقلاب اسلامی هستند که بعضا موجب افت روحیه و سرخوردگی این نیروها نیز می گردد. علی ایحال برای حمایت معنوی و قانونی از نیروهای حزب اللهی در دانشگاه ها چه توصیه هایی می فرمایید؟

این تفکر باید تعدیل شود، یعنی واقع مطلب اصلا اگر یک کشور می خواهد واقعا رشد کند، همه باید درصدد رشد باشند. من اصل آزاد اندیشی و حضور افرادی که در حوزه های مختلف سخنرانی می کنند را ۲۰ سال پیش هم منتقد بودند، گفتم همان وقت ها افراد مختلف را بیاورید بگذارید دانشجویان سوالات خودشان را مطرح کنند، بدون اینکه غوغا کنند، بدون اینکه تحقیر شوند.امروزه هم اگر اصل آزاد اندیشی به صورت جدی به صورت یک باور در نزد دولت مردان قابل قبول است که رییس جمهور هم یک مقدار تاکید می کند برای اینکه اجرایی شود، باید این بستر را برای همه جریان های سیاسی در دانشگاه ها فراهم کنند. به اصطلاح فضای دانشگاهی این حق را دارد که امروزه بتواند مباحث مختلف، سلیقه های مختلف و نظریه های مختلف را بشنود و سوالات خودشان را از افراد به صورت مستقیم  مطرح کنند.اینکه مانع شوند در این زمینه به نظرم وجهی ندارد،یعنی ما باید این بستر را باز بگذاریم. اگر بحث آزاد اندیشی را قبول داریم که بنده قبول دارم و باید این فضا را و این حق را به نسل دانشجوی ما بدهیم، بالاخره نسل دانشجوی ما آینده سازان همین نظام هستند. این ها باید در مسائل جریانات مختلف باشند و سوالات خودشان را مطرح کنند، اما در یک جو آرام بدون جو خشونت و تند و….این مطلب اول است که من توصیه می کنم همه آنهایی که در دانشگاه  هستند مثل دانشگاه آزاد ، پیام نور ،فرهنگیان و خصوصا دانشگاه های دولتی و همینطور در دانشگاه گیلان این توصیه را میکنم که این بستر را باز بگذراند و فراهم کنند. اثبات هم کنند که ما در واقع از بحث آزاد اندیشی حمایت می کنیم. اما در خصوص دانشگاه گیلان من حالا جزئیاتش را مطلع نیستم ولی این فکر هم که حالا یک کسی ارزشی و حزب اللهی است و از حوزه دانشگاهی کنار گذاشته شود، مورد تایید نیست و قابل دفاع نیست. به هر حال فضای کشور فضای دانشگاه  طیف های مختلف هستند و دارند کار می کنند، حالا به خاطر این که یک جریانی حاکم شده است، همیشه درانقلاب و جریان های مختلف و…حاکمیت یک جریان که نباید باعث شود که این همه جریان از بین بروند. ما در این زمینه دوتا هم از غرب هم یاد بگیریم خیلی خوب است، آنها هیچوقت در این عرصه ها حذف نمی کنند. حذف نیروها به صلاح نظام نیست. بالاخره گروه های مختلف هستند، در دانشگاه ها حق فعالیت دارند. حالا امروزدر صورتی که یک جریان مثل جریان دولت فعلی در دانشگاه متولی مسئولیت های دانشگاهی هستند، اینها باید عرصه هارا برای دیگران باز بگذارند. چه اینکه جریان های دیگر هم باید این عرصه ها و فضا را باز بگذرانند برای اینکه اینها بتوانند از این فضا استفاده کنند.تقویت هم باید شود، یعنی خود دانشگاه، هیئت امنا و ریاست دانشگاه هم باید فضا را برای آن تشکل های مختلف باز بگذراند که آنها بتوانند کارهای خودشان را انجام بدهند. بچه های بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی، جامعه اسلامی یا تشکیلات دیگری که کم هم نیستند، تا اساتید از گروه های مختلف هم از بسیج اساتید وانجمن مدرسین، من منظورم این است که برای همه اینها این بسترها را باید بگذارند. اگر یک مقداری می خواهیم فنی تر خدمت کنیم، حتی خود اینها هم در کنار همدیگر گاهی جلساتی بگذارند و دیدگاه های خودشان را مطرح کنند و عرضه کنند برای نقد و انتقاد و مخالفت و موافقت و.. چه اشکالی دارد؟

یاران میرزا – با تشکر از شما و وقتی که اختصاص دادید.

 

946 مرتبه بازدید
خطبه ها

نماز جمعه/ خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ / تاریخ: 13.04.2018 مطابق با 24 فروردین 97 / درسهائی از قرآن (13) « شکر 1 »

اهمیّت موضوع شکرگزاری از منظر قرآن اهمیّت موضوع شکر به حدّی است که فقط در قرآن کریم حدود 70 مرتبه مادّه «شکر»[1] به کار رفته است، و در بسیاری از این موارد شکر لازم و واجب دانسته شده، و به عنوان یک ارزش اخلاقی و انسانی مورد توجّه قرار گرفته است. البته باید توجّه داشت که مفهوم شکر به دقت و تأمّل بیشتری نیازمند است، و نمی توان آن را از مفاهیم بسیار روشن برشمرد. زیرا موارد و مصادیق شکر و انواع و اقسام آن، و ارتباط آن با خدا و انسان اقتضاء می کند دربارۀ آن دقت بیشتری صورت گیرد.معانی شکر راغب اصفهانی در کتاب معروف خود در معنای این مادّه می نویسد: «شکر به معنی تصوّر نعمت و اظهار و ابراز آن است».[2] و در کتاب دیگر خود نوشته است: «شکر در اصل از ماده «کشر» به وزن کشف بوده که به معنی ابراز و اظهار است. لذا «دابة شکور» به حیوانی می گویند که هرگاه مراقبت کافی از آب و علف او کنند، روز به روز چاق تر می شود. و فردی گفته است اصل و ریشۀ آن از «عین شکراء» به معنی چشمه پر آب است».[3] بنابراین شکر به معنی پر شدن وجود انسان از یاد بخشندۀ نعمت ها است.